صدای نو

دست نوشته هاي عباس دلوي(عباس كوردستاني) شعر ترانه ادبيات طرح

 
نویسنده : عباس دلوی (عباس کوردستانی) - ساعت ٧:٥٧ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳۸۸/٥/٩
 

dalawy.blogfa.com

 


 
comment نظرات ()

 
آّبی چشمانت
نویسنده : عباس دلوی (عباس کوردستانی) - ساعت ٤:۳۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸٧/٦/۳
 

آّبی چشمانت

افسونگرترین جادوست

سپید سروده هایم!

ستایش سکانس سکانس دیدنِ توست

نه طلسم شکن است

نه آیه یی برای مجذوب کردنت

مدتهاست میدانم

تلاشم بیهوده است

تو عاشق نمیشوی

تنها مرامت!

عاشق کشی است


 
comment نظرات ()

 
نوروز دوری
نویسنده : عباس دلوی (عباس کوردستانی) - ساعت ٩:٥٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸٦/۱٢/٢٩
 

  سکانس اول

 FADE IN 

تیک  

تیک  تیک،

تیک سکوت سرد کنار سفره سین ها را

 میشکند

 شمعها روشن 

 تا زندگی، ماهی سرخ را بسراید 

تنها 

بی شور و اشتیاق

 غرق در انزوا 

و غزلسرای آه

 ZOOM IN 

چشمهای پر از حسرت 

سرد

پر از اشکهای...


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()

 
صلح
نویسنده : عباس دلوی (عباس کوردستانی) - ساعت ۱:٠٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸٦/۱٢/۱٤
 

آن سوي خاكريز تو

اين سو،

متلكم نماند

بي محلي،

 نه!

بهتر است صلح كنيم

 


 
comment نظرات ()

 
پنجره ات را به آسمان پس نده
نویسنده : عباس دلوی (عباس کوردستانی) - ساعت ٩:۱٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳۸٦/٦/۱٢
 

پنجره ات را به آسمان پس نده

وقتي شاعري تنها

ميان چارچوب انزوا

خسته ازبي پنجره بودن

ثانيه ثانيه هاي خاكستري بي تو بودن را

درطنين صحفه هاي انتظار

در گوشه گمشده چشمانت

باشكسته شكسته ي دل

مي سرايد

وكولي وار

كوپيدون را

مي ستايد

تا تنها به اندازه زندگي

پنجره ات را قرض گيرد.


 
comment نظرات ()

 
كسي حريف من نميشود
نویسنده : عباس دلوی (عباس کوردستانی) - ساعت ۱٢:۳٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸٦/۱/۳٠
 

 

وقتي تمام بودنم

ساز قلبم

رديف عشق مي نوازد

و پنجره

خدا، زمين با من تباني كرده اند

كسي حريف من نميشود

تا جاري رود سرخ شعر

دراين ياخته ها

معني حياتم

هوا، معطر از نفس توست

كسي حريف من نميشود 

كسي حريف من نميشود 


 
comment نظرات ()

 
اين قصه ی ديگريست
نویسنده : عباس دلوی (عباس کوردستانی) - ساعت ٩:٤٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳۸٦/۱/٦
 

سه شنبه،

من و تمام حرفهاي ناگفته

از يك وسوسه شيرين

] در دل خواب هزار ويك شب

شهرزاد

سلطان

علي بابا و..

نه !

اين قصه ی ديگريست

او رو به من

من رو به تمام تكرار ِ

 ]عاشقانه هاي سكوت

شعرش دوباره مرا عاشق زاييد

بلوغ ابريشمي ترانه ام را

 از موج گيسوان خود خواند

با حرف

وكنايه

كوليِ شاعري ناميد

كه او را در دل زاييدم

] يك روز،

امشب، به رسم عربها

اورا زنده به گور كردم


 
comment نظرات ()

 
چهارشنبه سوری ست
نویسنده : عباس دلوی (عباس کوردستانی) - ساعت ۱:۳٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸٥/۱٢/٦
 

هر چهارشنبه سوري

زردي براي ماست

وقتي صورت سرخِ سيلي است

تا ته يك خواب، تكرار زندگي سگي،

سگي،

تا دنياي ما صوري است

چهارشنبه

يا هر شنبه سوري

 

 

 


 
comment نظرات ()

 
برداشت
نویسنده : عباس دلوی (عباس کوردستانی) - ساعت ۱٠:۱٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳۸٥/۱۱/٢٢
 

آه را درو ميكنند

به خيال لقمه ناني

ميان اين گندمزار رنج

داسهايشان بي حس

بي جريان خون

گيسوي سخاوت هزاران سالِ

زمين را

دوباره تيغ زدند

كاشتند

داشتند

اما جز آهِ خاك و كاه

بر پينه پينه تن پوش تن

چيزي را بر داشت نكردند

آنها آه را درو مي كنند.


 
comment نظرات ()